شرکت های خرده فروش
توزيع کننده چند مليتی و جهانی شدن :
آلن روگمان :
دانشگاه ايندين و کالج تمپتون آکسفورد
استفان گيرود کالج
تمپتون آکسفورد
اين مقاله گزارش
تجربی است از 49 شرکت بين المللی (MNE)
که يکی از آنها شرکتی جهانی است. و پنج تا
از آنها بين منطقه ای به طور مثال در سه منطقه اتحاديه اروپا و آمريکای شمالی NAFTA و آسيا فعال ميباشند.و ساير شرکت ها داخلی بوده اند . بدين سان نتيجه گرفتيم که
شرکت های خرد چند مليتی جهانی عمل نميکنند و ديد استراتژيک جهانی نيز ندارند بلکه
ديد آنها منطقه ای است .
کلمات کليدی:
Triad, ، منطقه ای، جهانی، وال
مارت، LMVH ، بين منطقه ای، فروش درون منطقه ای، فروش داخلی
مقدمه
با توسعه ای متحير
کننده بزرگترين شرکت در سال 2002 توسط معيار فروش شرکت وال مارت بوده است. اين خرده فروش گوی سبقت را از دست رهبران پيشين مانند اکسون و جنرال
موتورز ربود. اين امر نشان مي دهد مطالعه
خرده فروشان و فروشندگان خدمت اهميت به سزايي دارد و تنها نبايد به توليد کنندگان
بزرگ پرداخت. در واقع 10 درصد از 500 شرکت برتر بين المللی را خرده فروشان تشکيل
ميدهند.
در اين مقاله به اين
خرده فروشان و توزيع کنندگان مانند والمارت پرداخته شده است. که آيا والمارت يک
شرکت جهانی است؟ و اگر هست آيا ديد استراتژيک جهانی دارد؟ جواب هر دو اين سوالات
منفی است. والمارت يک شرکت مربوط به آمريکای شمالی است که تنها 9.6 درصد از
فروشگاه های آن خارج از مرز های منطقه مربوطه قرار دارد. در حالی که 26.4 درصد
فروشگاه های آن در خارج از امريکا قرار دارند که اغلب در مکزيک و کانادا هستند. که
آنها هم در پيمان NAFTA عضو هستند. اين پيمان يک پيمان تجارت
آزاد منطقه ای است . از حيث درآمد تنها 16.3 درصد از درآمد اين شرکت از بينالملل
تامين می شود و اکثر درآمد از آمريکای شمالی است.
والمارت يک شرکت
منطقه ايست و استراتژی منطقه ای دارد و جهانی نيست در واقع همه خرده فروش ها همين
وضعيت را دارند در بين 49 شرکت خرده فروشی بزرگ تنها يکی از آنها جنبه جهانی دارد.
کمتر از آنها در دو منطقه از مناطق سه گانه آمريکای شمالی ، اتحاديه اروپا و ژاپن
فعاليت مي کنند.بلکه شرکت های اروپايي در اروپا ، شرکت های آمريکايي در امريکا و
آسيايي ها در آسيا فعاليت می کنند. می توان گفت شرکت های خرده فروش جهانی نيستند
مخصوصا اگر علاوه بر فروش جهانی مسئله استراتژی جهانی را نيز مد نظر قرار دهيم. در
بخش سوم کتاب Govindarajanand Gupta
(2002), استراتژی جهانی
والمارت مورد ارزيابی قرار گرفته است. که در اينجا به نقل اين قسمت از کتاب مزبور
ميپردازيم :
مطالعه موردی اول : والمارت : شرکت خرده فروش در حوزه
نفتا
در سال 2001 والمارت
بزرگترين شرکت از حيث فروش شناخته شد. سم والتون در سال 1962 اين شرکت را تاسيس
نمود . اين شرکت با کسب 100 بيليون دلار فروش در پنج سال اخير رکورد را شکست و در
ژانويه 2002 با رشد 13.7 درصدی شگفتی ايجاد کرد. والمارت هم اکنون جنرال موتورز و
اکسون موبيل را پشت سر نهاده و در سال گذشته با کسب 6.7 بيليون دلار به رشد 6
درصدی رسيد.
در جستجوی توسعه
شرکت نه تنها شعب خود را در امريکا توسعه بخشيد بلکه در خارج از امريکا و در نه
کشور در امريکای لاتين اروپا و آسيا نيز شعباتی را تاسيس نمود. با اين وجود فروش
شعبات بين المللی آن تنها 6.3 درصد از کل فروش را شامل ميشوند. و 94.1 درصد از
فروش شرکت در نفتا صورت ميپذيرد.
والمارت راه بسياری
در پيش دارد تا به شرکت جهانی بدل شود او تنها 4.8 درصد از فروش خود را در اروپا و
0.4 درصد را در آسيا انجام ميدهد. استراتژی های والمارت دو پايه اساسی دارد :
1- صرفه جويي در هزينه به منظور پايين نگه داشتن قيمت
2- مديريت پويای پرسنل
به منظور دستيابی به
پايه اصلی استراتژيکی شرکت والمارت پنج الگوی خرده فروشی زير را در دستور کار خود
قرار داده است.
· فروشگاه های والمارت ابر شهر های خريد هستند .
· والمارت در رشد و توسعه پيشگام است والمارت تعداد شعب خود را
از 260 عدد در سال 1990 به 1060 عدد رساندهاست. والمارت در دهه 1990 با توزيع
سبزيجات تازه در کنار ساير کالاها حجم فروش خود را به حد قابل توجهی افزايش داد.
· کلوب سم يک فروشگاه
است که هدف آن فروشگاه های کوچک بوده و به
صورت عضو گيری فعاليت می کند.
· همسايگان ديگر والمارت سوپرمارکت های کوچک هستند.
· سايت www.walmart.com فروشگاه مجازی شرکت است. که بيش از 500
فروشگاه مشابه آن در امريکا راه اندازی شده اند در سال 2000بيش از 8.3 ميليارد
دلار درآمد سايت بوده است.
اين فاکتور های اساس
مبتنی بر اطلاعات مزيت های ويژه شرکت را تشکيل مي دهند
. firm specific
advantages
(FSAs) که شرکت را تاحد بسيار
زيادی در کاهش هزينه ها و افزايش سود ياری ميدهد که اين امر با کاهش قيمت ها به
نفع مصرف کننده نيز ميباشد. به طور مثال
زمانی که ميانگين سود شرکت های فعال در اين زمينه 24% است والمارت برای کسب سود
16% تلاش ميکند. حتی در مواقعی اختلاف 30 درصدی قيمت با سه رقيب بزرگ خود دارد .(
آلبرتسون و روجر و تارگت) اين برنامه ها راهی برای رقبا باقی نگذاشته است که يا
بزرگ شوند يا اينکه صحنه را ترک کنند.
والمارت شرکت بزرگ
ولی چابکی است رويکرد انبارداری او به صورتی است که ميزان فروش از محل انبار ان از
ميزان 16.8% در سال 1992 به 10.4 % در سال 2002 رسيده است.
دومين موضوع مزيت
های ويژه شرکت رويکرد منابع انسانی شرکت است . والمارت اکنون تنها شرکت خرده فروش
در جمع 100 شرکتی است که فورچون به عنوان بهترين محل های کار معرفی نموده است.
شرکت 1244000 کارمند
دارد که 77% آنها درداخل کشورو بقيه درساير نقاط جهان هستند. علاوه بر قانون ده
فوت سم ( هميشه مشتری که در فاصله کمتر از 10 فوت ايستاده است را درياب و به او
خوش آمد بگو ) و قانون غروب خورشيد ( چرا کاری را که امروز ميتوان انجام داد به
فردا موکول نمود) شرکت به نوآوری و خلاقيت و تلاش و تيزبينی تکيه دارد.
از آنجايي که
انتقال اجناس خرد با مشکلاتی مواجه است جهانی شدن اين کسب و کار با مشکلاتی همراه
است.
در آسيا والمارت 19
فروشگاه در چين و 9 فروشگاه در کره دارد. در سال 2002 با خريد 6.1 درصد سهام سيو
وارد ژاپن شد. در مکزيک و برزيل نيز با خريد اکثر سهام وارد شد و در سال 1997-98 با
خريد Wertkauf
and Interspar supermarkets در
آلمان وارد اروپا شد.
در انگليس به وسيله
شراکت با ASDA وارد شد اما شعبه آلمان اين شرکت ضرر ده است عواملی که
ميتوان در اين بخش دخيل دانست عبارتند از :
· برند در اروپا والمارت به خوبی شناخته نميشود و در انگليس هم
مردم به اعتبار ASDA از والمارت خريد ميکنند.
· رقبای زيرک اروپايي والمارت را از حيث هزينه و تامين کننده تحت
فشار گذارده اند.
· ساختار های هزينه ای اجاره هزينه پرسنل و ... در اروپا
· تاثير سايز شرکت در اينجا موثر نيست.
بنابر اين امريکای
لاتين و نفتا برند والمارت را بيشتر پذيرفته است.
Sources: www.walmart.com
Cuthbertson (2000),
Fortune (2002), Fowler (2000), O’Keefe,
B.
(2002a,b), Murphy, C. (2002), Wal Mart
(2002),
Rogers (2002)
تئوری :
پايه تئوريک مقاله
به اين شکل است که امروزه اکثر فعاليت های تجاری منطقه ای ميباشند. منطقه قرارگيری
و نزديکی به بازار مديريت استراتژيک را مشخص ميکنند . در واقع انتخاب نحوه ورود و
محل شرکت بحث کليدی در مديريت استراتژيک شرکت ميباشد و برای شرکت های چند مليتی از
اهميت زيادی برخوردار ميباشد.
سبک فکری مقاله با
توجه به راگمن2000 بر اين اعتقاد است که
شرکتهای چند مليتی به صورت منطقه محدود فعاليت ميکنند. مثال آن شرکت های خرده
فروشی هستند که در آمريکا اروپا و ژاپن فعاليت دارند و اکثرا به صورت منطقه اي
فعاليت دارند.
تجربياتی زيادی
راگمن را تاييد ميکنند که ميگويد شرکت های چند مليتی اکثرا محدود و در مناطق خاصی
مخصوصا سه قسمت آمريکا اروپا و ژاپن فعاليت ميکنند. علاوه بر والمارت اکثرا خرده
فروش ها نيز همين وضع را دارند.
تجربه عملی
Templeton
Global Index که توسط گسترين در سال
2000 بيان شد ،نشان داد که سهم متوسط لوازم خارجی موجود در فروشگاه های بزرگ بين المللی
در سال 2000 تنها 26 درصد بوده است به طور
مثال در دخانيات 78 درصد و در مواد شوينده 56 درصد و در مواد شيميايي 50 درصد بوده
است.
مشاهدات نشان داد که شرکت های خرده فروش کاملا در سه بازار اصلی ژاپن اروپا امريکا مستقر اند. جدول شماره يک نشان ميدهد که خرده فروش های بزرگ آمريکايي مانند Kroger, Wal Mart, Albertsons, Sears, هيچکدام در خارج از امريکا انباری ندارند و والمارت تنها شرکتی است که در خارج از امريکا نيز فعاليت دارد. و والمارت نيز تنها 10 فعاليت های خود را خارج از نفتا انجام می دهد.

والمارت 4414 فروشگاه دارد
که 3244 تای آنها در امريکا واقع شده اند. 196 فروشگاه در کانادا و 551 فروشگاه در
مکزيک دارد. همانطور که در جدول شماره دو ميبينيد تنها 423 فروشگاه در بازار های
جهانی دارد. که اين 9.6 درصد از کل فروشگاه ها را شامل ميشود. والمارت در بين کل
خرده فروشان امريکايي 16.26% درآمد را کسب کرده ( 35.4 ميليارد دلار از کل 217.7
ميليارد دلار)
Kroger, Albertsons, Target and JC Penney همگی تنها در امريکا فعاليت دارند. Sears تنها در کانادا و امريکا K-Mart به تازگی فعاليت خود را در کانادا و مکزيک آغاز نموده است. در استراليا هم شعبه ای دارد که البته متعلق به او نيست و در مالکيت شرکت استراليايي ميباشد.

Target تنها 1381 فروشگاه در امريکا دارد. Daiei شرکت ژاپنی است که 4028 دارد که تعدادی از آنها در چين و
آمريکا شعبه دارد.
Groupe
Pinault-Printemps 54.7 درصد درآمد اين صنعت در خارج از
فرانسه را دارد و 30.9 درصد درآمد خارج از
اروپا را.
Kingfisher انگليس در 16 کشور سراسر اروپا فعاليت دارد که 97درصد فروشگاه های
آن در اروپا ی غریب و 2 درصد در اروپای شرقی و تنها 1 درصد در خارج از اروپا مستقر
است.
Carrefour فرانسه 9200 فروشگاه در 30 کشور دارد که 19 درصد آن در خارج از
اروپا قرار گرفته اند (جدول 4 را ببينيد) و بقيه در اروپا هستند و جهانی نيستند.
Metro AG شرکت آلمانی است که 70.2 درصد از 1788 فروشگاه او در آلمان و 98.9 درصد در اروپا قرار دارند. 15 فروشگاه در چين و 5 شعبه در مراکش دارد.


.
فعاليت های منطقه ای شرکت های چند مليتی
سه منطقه قدرتمند جهانی در
زمينه استقرار شرکت های چند مليت اروپا آمريکا و ژاپن ميباشد. در سال 2000 در بين
500 شرکت بزرگ بين المللی ،430 شرکت در
اين سه منطقه بوده اند. در سال 1996، 433 و در سال 1991 ،410 و در سال 1981، 445
شرکت اول دنيا در اين سه منطقه بوده اند.
· شرکت های بين المللی مستقر در يک منطقه از سه منطقه فوق الذکر homebased
· شرکت های بين المللی مستقر در دو منطقه bi-regional
· شرکت های بين المللی مستقر در سه منطقه global

لازم به ذکر است شرکت های
زيادی چندمليتی هستند ولی لزوما همگی global نميباشند.
را های زيادی برای رتبه
بندی شرکت ها در اين سه گروه وجود دارد که يکی از ساده ترين آنها طبقه بندی آنها
بر حسب ميزان تبادلات تجاری آنها با کشور های مختلف است.
در طبقه بندی 500 شرکت برتر فورچون طبق گزارش سال 2000 اين نشريه از نفتا 26 از اروپا 16 و از آسيا 7 شرکت خرده فروش حضور داشته اند. در جدول 6 اطلاعات 500 شرکت برتر را کامل تر ملاحظه خواهيد نمود.


بسياری از اين شرکت ها فروش
بين المللی نداشته اند مانند (Kroger, Target,
Albertsons, Walgreen, CVS, Lowes,
Federated,
George Weston, Best Buy, Publix, Rite
Aid,
May, Winn Dixie, Circuit City, and Safeway) از 49 خرده فروش 18 تای آنها داخلی هستند و 31
شرکت در سطح جهانی فعاليت دارند. تنها دو عدد آنها bi-regional هستند که تنها 20% فروش خود را در کشور های
خارج از خانه انجام می دهند.
مطالعه موردی 2 – Ahold يک خرده فروش bi-regional
چرا شرکت آهولد که بزرگترين
شرکت توزيع کننده محصولات غذايي اروپا است و در سال 2001 60 ميليارد ريال درآمد
داشته است در امريکا نيز موفق شده است.
آهولد 60% فروش خود را در
آمريکا انجام ميدهد. که اين دوبرابر مبلغ فروش آن در اروپاست. مدير شرکت آهولد کی
وندر هوون شرکت های تامين کننده غذاهای
تازه را به صورت شبکه يکپارچه درآورده است.تمام شعبات اهولد مستقل از هم هستند ولی
با هم همکاری و سينرژی دارند. در صنعتی که حاشيه سود آن کم است کاهش هزينه های
نگهداری ميتواند نقش به سزايي داشته باشد.
و هنگامی که تامين کنندگان
اجناس فروشگاه ها را تامين مکينند شايد بهترباشد که به صورت محلی و نه در حوزه
جهانی فعاليت نمود.
برنامه های اهولد بر مبنای
تئوریهای بنيانگذار آن آلبرت هيجن در اوايل قرن 20 شکل گرفته است. با سهم درآمدی
تنها 8.2 درصد آز آسيا و آمريکای لاتين آهولد نميتواند يک تامين کننده جهانی باشد.
تنها يک شرکت خرده فروش را
مي توان نام برد Dior/LVMH Christian که
83.4 درصد درآمد آن از فروش بطن الملل آن حاصل ميشود. 35 درصد از اروپا و 31.3
درصد در آسيا و 26 درصد در نفتا . اين شرکت تنها تامين کننده جهانی ميباشد.
همانطوری که در جدول 7 مشخص
شده است 11 شرکت خرده فروش نشان داده شده که در منطقه خاص خويش (نفتا) فعاليت
ميکنند. 10 شرکت ديگر در اروپا و 3 شرکت در ژاپن .
دز زير شرکت های خرده فروش
تقسيم بندی شده اند:
24 شرکت Home
based
5 شرکت Bi-Regional
1 شرکت Global
1 شرکت که اطلاعات آن مشخص نيست.
مجموع 49 شرکت.
در زير 5 نکته تجربی بيان
شده است
1- نخست
اينکه ما يک طبقه بندی جديدی از فعاليت های بين المللی صورت داديم. شرکت هاي که
درصد سهم فروش آنها خارج از محدوده خودشان کمتر از 20 درصد باشد را Home-Based شرکت هايي که بين 20 تا
50 درصد سهم فروش از بازار های بين المللی ميباشد را Bi- regional و هنگامی که در محدوده خود در حدود 20 درصد و در دو محدوده ديگر
بيش از 50 درصد فروش را داشته باشد Global ميباشد.
2- 83 درصد شرکت هايي که در داخل فعاليت دارند
آمريکايي هستند و به 100 شرکت برتر دنيا تعلق دارند اما فروش خارج از مرز های خود
ندارند شايد به اين دليل است که بازار امريکا به حد کافی قدرتمند بوده و شرکت نياز
ندارند برای رشد به بازار های خارج از
امريکا توجه کنند.
3- شرکت
های آمريکايي و اروپايي در محدوده خود با هم به تعادل خواهند رسيد ،شايد اين دليل
شکل گيری پيمان های تجاری منطقه ای NAFTA و EU ميباشد.
4- شرکت
های Bi
regional عمدتا اروپايي ميباشند. شرکت هايي از هلند
و بلژيک مانند آهولد و دلهايز در نفتا فروش بيشتری نسبت به اروپا دارند.اين شرکت
ها تا جای ممکن منطقه ای عمل کرده و از نام اروپايي خود در نفتا استفاده نميکنند.
5- تنها
شرکت که در رده Global فعاليت دارد خرده فروش لوازم لوکس است. شرکت LVMH کالاهای لوکس که ارضا کننده نياز های ثانويه افراد است و نه مواد
حياتی مورد نياز آنها را تامين ميکند. اين
شرکت دارای برند های قدرتمند و نظام کيفي و سبک خاص خود ميباشد


مطالعه موردی شماره 3
LVMH تنها شرکت خرده فروش Global:
اين شرکت فرانسوی الاصل
بوده و در سال 1987 توسط لويس ویتون و
موات هنسی تاسيس شد در سال 2000 گروه 11.6 ميليارد دلار درآمد داشت که اين مبلغ از درآمد 8.5 ميليارد
دلاری سال 1999 بسيار بيشتر بود. 15 درصد سهم بازار کالا های لوکس جهان در اختيار
اين شرکت قرار گرفت. اين شرکت حدود 53 هزار نفر کارمند دارد که اکثرآنها در خارج
از فرانسه مشغول به کار هستند. 16 درصد درآمد در فرانسه و 26 درصد در امريکا و 18
درصد در اروپا و 15 درصد در ژاپن و 25
درصد در آسيا و آمريکای لاتين . در واقع اين کمپانی بله واقع جهانی ميباشد.
يکی از مزايای جهانی بودن
شرکت تنوع ريسک بازار است . شرکت را کمک ميکند تا بحران 1998 آسيا را تحمل کند.
مشتريان در همه جا برند های اين کمپانی مانند کريستين ديور، دم پ ريگنون،
جيونچی ، موات اند چاندون را ميشناسند.
اين کمپانی در 1350 فروشگاه
خود در سرتاسر جهان طيف وسيعی از محصولات را عرضه ميدارد. بازار محصولات لوکس
سالانه 10 درصد رشد ميابد و توجه رقبای زيادی را به خود جلب ميکند. مانند گوچی -
پی پی آر – ريچمونت - کقتير- بولگاری .
شرکت در حول پنج محور
تمرکزيافته و واحد های استراتژيک خود را
شکل داده است:
1- گروه مد و لوازم چرمی شرکت که برند های مشهوری را در سطح دنيا به
مالکيت دارد مانند Louis Vuitton, Loewe, Celine,
Berluti, Kenzo, Givenchy,
Christian Lacroix, Marc Jacobs, Fendi, StefanoBi, Emilio Pucci,
and Thomas Pink
2- واحد شراب ها ی لوکس که
برند هايي مانند موارد زير را تحت مالکيت دارد Moe¨t & Chandon, Dom Pe´rignon,
Veuve
Clicquot, Krug, Pommery, Mercier, Ruinart, Canard Ducheˆne, Chaˆteau d’Yquem, Chandon Estates, Cloudy Bay, Cape
Mentelle, Hennessy, Hine,
Newton and MountAdam.
3- واحد عطر و ادکلن شرکت که برند های معروف زير را در بر دارد Christian
Dior, Guerlain, Parfums Givenchy,
Parfums Kenzo, Bliss, Hard Candy, BeneFit Cosmetics, Urban
Decay, Fresh, and Make
Up For Ever.
4- واحد ساعت و جواهرات که
شامل برند های زير است TAG Heuer, Ebel, Zenith, Benedom, Fred, Chaumet, and Omas.
5- واحد لوازم خاص که برند های
زير را شامل ميشود Duty Free Shops,
Miami Cruiseline, Sephora Europe,
Sephora
AAP, Le Bon Marche´, La Samaritaine, and
Solstice.
حاشيه سود کالا های لوکس به
شدت بالاست استاندارد هايي که شرکت رعايت ميکند بالاترين استاندارد های ممکن بوده
و برچسب ساخت فرانسه بر روی محصولات به نفوذ آن در بازار کمک ميکند. نام کشورهايي
مانند فرانسه ايتاليا و سويس ميتواند تا حد زيادی در پذيرش محصولات در بازار موثر
باشد. شرکت سعی بر شناساندن محصولات و
برند خود در همه جای دنيا دارد و 11 درصد از فروش را به تبليغات اختصاص ميدهد.
هر بخش از شرکت که در منطقه
ای مستقر است ميتواند تصميماتی که به ناحيه خود مربوط ميشود را اتخاذ نمايد. حيطه
نظارت شرکت هم باز است و هم بسته و همين نکته است که اين شرکت را قادر ميسازد که
مديريت آن به گونه باشد تا شرکت LVMH به تنها خرده فروش گلوبال بدل شود. اين
رويکرد هزينه زيادی در کوتاه مدت دارد که البته در بلند مدت جبران شدنی است.
برای اين شرکت رهبر بازار
بودن بسيار اهميت دارد که اين نيازمند مديريت نوآورانه ميباشد. مديريت برند های
گوناگون ممکن است مشکل ساز باشد اما LVMH با اين کار بدل به شرکت بين المللی شده
است.
جمع بندی
نتيجه اينکه در بخش خرده
فروشان نشانی از جهانی شدن ديده نميشود. 49 شرکت خرده فروش در بين 500 شرکت ليست فورچون 18 تای آنها داخلی و 24 متمرکز بر منطقه خود و 5
عدد در دو منطقه فعال بودند و تنها يک شرکت جهانی بوده است. که اين امر شاهدی
بر جهانی شدن اين صنعت نميباشد. تجارت در
سطح جهان با جهانی شدن تفاوت دارد .
منابع
Ahold (2001) Annual Report
2001.
Ahold (2002) Ahold: tougher times. BNP Paribas
Equities February.
Business Week. The sweet smell
of success. July 16, 2001.
Cuthbertson, R. (2000) Wal Mart : Sam
chooses to enter Europe.
European Retail Digest 27.
Dunning, J.H. (2001) Global
Capitalism at Bay? Routledge,
London.
Dunning, J. and Mucchielli, J. (2002) Multinational
Firms: The
Global-Local Dilemma. Routledge,
London.
Enright, M. (2000) The globalization of
competition and the
localization of competitive advantage:
policies towards
regional clustering. In Globalization of
Economic Activity
and Economic Development, eds N. Hood and
S. Young,
pp. 303–331. Macmillan, Basingstoke (UK).
Fortune (2000) The Fortune Global 500. Fortune July.
Fortune (2002) The Fortune Global 500. Fortune July.
Fowler, A. (2000) Whatever happened to
the Wal Mart effect?
European Retail Digest 28.
Gestrin, M. (2000) The globalization of
retail : on your
marks…. European Retail Digest 26, 6–8.
Govindarajan, V. and Gupta, A. (2002) The Quest for
Global
Dominance. Jossey-Bass,
San Fransisco, CA.
Kingfisher (2001) Annual Report
2001.
K-Mart (2001) Annual Report
2001.
O’Keefe, B. (2002a) The high price of
being number one. Fortune
April 15.
O’Keefe, B. (2002b) Meet your
neighborhood grocer. Fortune
May 13.
Matlack, C. (2000) Identity crisis at
LVMH? Business
Week
December 11.
Merrill Lynch Equities. European luxury
goods. May 2001.
Murphy, C. (2002) Wal Mart rules. Fortune April 15.
Rogers, D. (2002) ‘Letter of America’ DSR
Marketing, Illinois.
European Retail Digest ,33.
Rugman, A. (2000) The End of
Globalization.
Random House,
London.
Rugman, A. and Hodgetts, R. (2001) The
end of global strategy.
European Management Journal 19, 333–343.
Rugman, A. and Verbeke, A. (2001)
Location, competitiveness
and the multinational enterprise. In The Oxford
Handbook
of International Business, eds A. Rugman
and T. Brewer,
pp. 150–180. Oxford University Press,
Oxford.
Rugman, A. and D’Cruz, J. (2002) Multinational as
Flagship
Firms: Regional Business Networks. Oxford, Oxford
University
Press.
Schlie, E. and Yip, G. (2000) Regional
follows global: strategy
mixes in the world automotive industry. European
Management
Journal 18, 343–356.
Sears (2001) Annual Report
2001.
Tomlinson, R. (2002) The biggest grocer
you have never heard
of. Fortune July 8.
Wal Mart (2001) Annual Report
2001.
Wal Mart (2002) Annual Report
2002.
| Las Vegas Luxury Condos |