مقدمه درباب تكنولوژي مناسب دركشورهاي در حال توسعه بحثهاي فراواني شده است .اين موضوع براي كشورهاي پيشرفته كمتر بحث انگيز بوده است.چراكه تكنولوژي در زمان و مكان كاربرد اوليه خود يك تكنولوژي مناسب محسوب مي شود در حالي در كشورهاي در حال توسعه به اهدافي چون استقلال ملي ورشد اقتصادي و رفع نيازهاي اوليه زندگي به دنبال دست يابي سريع به تكنولوژي هاي برتر جهت پر كردن شكافهاي توسعه كه في الواقع شكاف تكنولوژي است مي باشند.در اينجا تكنو لوژي مناسب با هدف ارتقا و توسعه تكنولوژي با حداكثر سرعت ممكن جهت جبران فاصله ها مطرح مي شود. مفهوم تكنولوژي مناسب هر تكنولوژي با زمان پيدايش خويش مكان و محيطي كه در آن زائيده شده و با هدفي كه بخاطر آن پديدار گشته مناسب است.يك تكنولوژي در يك مكان معين ممكن است در يك زمان مناسب باشد و در زمان ديكر نا مناسب زيرا احتمال تغيير در محيط يا در هدفهاي اصلي وجود دارد .و همين طور ممكن است در مكانهاي مختلف اما در زماني ثابت يا در مقاطع زماني مختلف مناسب يا نا مناسب تلقي مي گردد.علت اين امر باز به سبب همسان يا نا همسان بودن محيط اطراف و هدف اصلي است .بنابراين مناسب بودن يك ويژگي ذاتي خود تكنولوژي نيست بلكه در ارتباط با محيطي كه در آن مورد استفاده قرا رمي گيرد ونيز نسبت به هدفي كه دارد معنا پيدا مي كند .بعلاوه اتلاق صفت مناسب بودن تكنولوژي يك گونه حكم ارزشي از سوي كساني است كه در اين كهر دست دارند.بر پايه الگوي ساده ذهني ما هر تكنولوژي در زمان و مكان كاربرد اوليه خود يك تكنولوژي مناسب محسوب مي شودو همچنين در زماني در آينده ويا مكاني متفاوت در صورتي كه عوامل محيطي و هدفها همسان با خاستگاه اوليه آن باشند مي تواند يك تكنولوژي مناسب به شمار آيد .اما احتمال دارد يك تكنولوژي در زماني غير از زمان پيدايش و يامكان ديگري تكنولوژي مناسب به شمار نرود.سه حالت براي اين امر وجود دارد 1-ممكن است عوامل محيطي متفاوت بوده يا تغيير يافته باشند. 2-ممكن است هدفها متفاوت بوده يا تغيير يافته باشند . 3-ممكن است عوامل محيطي و هدفها هردو متفاوت بوده يا تغيير يافته باشند. مثال 1-سم شيميايي د.د.ت در زمان و مكان كاربرد اوليه خود يك تكنولوژي مناسب به شمار مي رفت لكن پس از چندي حتي در همان محل نيز به يك تكنولوژي نا مناسب تبديل شد. 2-مناسبترين تكنولوژي ساعت سازي سنتي تا مدتي نسبتا طولاني در اختيار سوئيس قرار داشت ولي با پيدايش ساعتهاي كوارتز مناسبت خود را از دست داد علت اين امر دگرگونيهاي شديد در عوامل محيطي تكنولوژيكي و اقتصادي بود. 3-تكنولوژيهايي مانند مسواك برقي تلفن اتومبيل و لاستيك يخ شكن و ...در چند نقطه مناسب و در اغلب نقاط ديگر عمدتا به سبب تفاوتهاي موجود در عوامل محيطي نا مناسب تلقي مي شوند. 4-تكنولوژي توليد برق با استفاده از زغالسنگ زماني بسيا ر طولاني تكنولوژي مناسب تلقي مي شد ولي در اثر فرايند جايگزيني به تكنولوژي نا مناسب تبديل شد. 5-شايد تكنولوژي هاي دارويي از قبيل پني سيلين و واكسن آبله و...در همه جاي دنيا تكنولوژي مناسب به شمار آيند چرا كه محيط فعاليت اين گونه تكنولوژيها بدن انسان است كه همه جا مشابه است. 6-وسايل نقليه اي كه بانيروي انسان كار مي كنند(دوچرخه) تنها در جامعه هاي كوچك روستايي كه فاصله كوتاه است مناسب به شمار مي روند حال آنكه در يك جامعه مرفه آنها را مناسب نمي دانند. مفهوم تكنولوژي مناسب در كشورهاي در حال توسعه با وجود آنكه بسياري از كشورهاي در حال توسعه چندين دهه به موضوع تكنولوژي مناسب و برنامه ريزي و سياست گذاري در اين زمينه پرداخته اند اما موفقيت اغلب آنها در اين عرصه نا چيز بوده و همچنان شكافها بيشتر شده اند .دلايل اين امر متعدد است .علاوه بر مسايل سياسي بين المللي و داخلي خطاههاي بسياري در برداشت از مفهوم تكنولوژي مناسب وجود داشته است .عمده ترين خطا از آنجا ناشي مي شود كه تلاش كرده اند براي تكنولوژي مناسب يك ملاك و محك كلي بيابند و تمام مسائل مرتبط را با آن بسنجند .براي كشورهاي در حال توسعه اغلب استدلال مي شود روشهاي كمتر سرمايه بر مناسبت بيشتري دارند زيرا در سرمايه (كه در مجوع كمياب هستند )صرفه جويي شده و از نيروي كار (كه در مجموع پتانسيل زيادي دارد)استفاده بيشتري مي شود.اگر در دوره هاي خيلي كلي ممكن است اين امرمورد توجه باشد ولي كاربرد آن در حالت خاص مشكل خواهد بود از سوي ديگر تكنولوژي مناسب الزاما وابسته بودن به اندازه آن نيست.ساده انگاري است اگر گمان شود تكنولوژي هاي سنتي در كشورهاي در حال توسعه كه عموما كوچك ساده و كاربرند مي توانند با رشد تكاملي خود روزي به پاي تكنولوژيهاي نوين برسند اكثرا چاره اي جز انتقال علوم و تكنولوژي از كشورهاي پيشرفته تر ندارند ولي اين گمان نيز كه بصورت انقلاب گونه و ناگهاني وضعيت را تغيير داد و با انتقال تكنولوژي معجزه اي رخ دهد گماني باطل است .براي تكنولوژي مناسب در مناطق مختلف جهان يا در سطح يك كشور و يا براي صنعت خاص يك كشور نمي توان نسخه اي واحد پيچيد.مناسب بودن آن عتاوه بر وابستگي به بنيانهاي اجتماعي و اقتصادي به عوامل بسيار ديگري كه هدفهاي توسعه و جنبه هاي غني قابل جذب تكنولوژي بستگي دارد.بطور كلي موارد زير در انتخاب تكنولوژي مناسب در كشورهاي در حال توسعه بايد در نظر گرفته شود 1-جهت گيريهاي توسعه اقتصادي و استراتژيهاي توسعه صنعتي جهتگيري توسعه صنعتي در صورتي بر اساس واقعيتهاي ملي و بين المللي ترسيم شده باشد عامل تعيين كننده براي انتخاب تكنولوژي و سياستهاي مربوط است.مثلا استراتژي توسعه صادرات براي محصولات صنعتي تكنولوژي مناسب تكنولوژي است كه محصولات قابل رقابت در بازار جهاني توليد كند. 2-توانايي جذب و محدوديتهاي منابع براي استفاده از تكنولوژي ميانه يا تكنولوژيهاي پيشرفته بايد بررسي اوليه امكان پذيري انجام شود يا طي فرآيندي اين توانايي بوجود آيد. 3-وابستگي هاي سياسي و استقلال ملي در انتخاب تكنولوژي مناسب اين مهم است كه منافع اقتصادي كوته مدت باعث وابستگي هايي نشود كه مقدرات توسعه آينده تكنولوژي به خارج از مرزها منتقل گردد. تكنولوژي مناسب افسانه يا واقعيت در زمينه كشورهاي در حال توسعه گروهاي مختلفي تكنولوژي مناسب را به گونه هاي متفاوتي تعريف كرده اند .ديدگاههاي ارائه شده را مي توان به چهار دسته تقسيم كرد الف-ديدگاههاي مربوط گزينش تكنو لوژي نكته اصلي در اين ديدگاه آن است كه براي ارضاي نياز خاص از تكنولوژي هاي گوناگون ميتوان سود جست .دامنه اين تنوع از تكنولوژيهاي ابتدايي و سنتي گرفته تا تكنولوژيهاي نوين و بسيار پيچيده و گسترده است.شوماخر اصطلاح تكنولوژي مياني يا متوسط را مطرح ساخته بدين معني تكنولوژي مناسب براي كشورهاي در حال توسعه مي تواند چيزي بين تكنولوژي صنعتي گرانقيمت مدرن و تكنولوژي ارزانقيمت استوار بر حرف دستي مخصوص فقير ترين كشورها باشد.تكنولوژي متوسط از تواناييهاي و پيچيدگيهاي تكنولوژيكي به نسبت متعارفي بهرمند است زيرا به داده ها و روشهايي نياز دارد كه از يك سو از روشهاي سنتي پيچيده ترند و از سوي ديگر نسبت تكنولوژيهاي نوين از پشرفتگي و پيچيدگي كمتري بر خوردارند. برخي استدلالها در باره استفاده از تكنولوژي متوسط 1-شرايط پيدايش تكنولوژي پيشرفته با شرايط موجود در كشورهاي در حال توسعه همسان نيست اما با شرايط پيدايش مياني همسان است . 2-با توجه به محدوديت سرمايه در كشورهاي در حال توسعه در صورت اجراي طرحهاي بزرگ ممكن است تمامي سرمايه اين كشورها در چنين طرحهايي متمر كز مي شود و سهمي براي بقيه نظام اقتصادي باقي نمي ماند . 3-قطع ناگهاني ارتباط با گذشته را نمي توان توجيه كرد بلكه صحيح تر آن است بناي تكنولوژي مورد نيلز را بر پايه پي هاي موجود استوار سازيم تا مهارتها و دانش و فنون را توسعه دهيم و با شرايط خاص خود سازگار گردانيم و احتمال موفقيت صنايع كوچك غير متمركز بيشتر است. 4-تكنولوژيهاي ساده يا كمتر پيچيده چشم انداز بسيار گسترده اي را در ارتقاي مهارتها از طريق آموزش تجربي در پيش چشم مي گشايند و ايجاد پايه اتكاي به نفس تكنولوژيكي را در سطح گسترده تري از سرزمين امكان پذير مي سازند. 5-احتمال اينكه تكنولوژيهاي مياني كوچك بتوانند امكان پيوستگي تكنولوژيهاي ديگر را با هم و نيز توسعه آنها رادر فرآيند توسعه كشور فراهم سازند بيشتر است. 6-طرحهاي مدرن به ظاهر منافع بيشتري را نو يد مي دهند .لكن بخاطر انتقال غير كارآمد تكنولوژي به كشورهاي در حال توسعه نه تنها منافعي ندارند بلكه باعث هزينه هايي مي گردند. دلايلي كه كاربرد تكنولوژيهاي متوسط را در كشورهاي در حال توسعه دشوارتر مي سازد و استفاده از تكنولوژيهاي پيشرفته را توجيه مي كند 1-بسياري از صنايع از نظر اقتصادي قابل تقسيم نيستند لذا بايد محصولات خود را براي عرضه در بازارهاي وسيع ترتوليد كنند .از اينرو به سبب ضرورت رقابت در بازازهاي بين المللي بايد تكنولوژيهاي مدن به كار گرفته شوند تا محصولات از حد نصاب كيفيت مورد نياز بهره مندگردند. 2- استفاده از تكنولوژي متوسط به سبب خرابيهاي زياد و نبودن وسايل يدكي هزينه عملياتي بيشتري دارند. 3-برخي شكال تكنولوژي پيشرفته با استفاده كمتر از مواد اوليه و انرژي بعنوان داده و بسيار كوچكتر كردن اجزاي خود در مصرف منابع انرژي و مواد اوليه صرفه جويي مي كنند. بنابراين تكنولوژيهاي سرمايه بر بزرگ مقياس ذاتا براي كشورهاي در حال توسعه نا مناسب نيستند هر چند بديهي است كه كشورهاي در حال توسعه در زمينه هايي كه شقوق مختلفي از تكنولوژي موجود اند بايد تكنولوژي مورد نظر خود را با توجه به اندازه عوامل و سطح توسعه و راهبردهاي توسعه بر گزينند. ب-ملاحظات مربوط به گروههاي هدف معميار معمول ديگر براي تكنولوژي مناسب دست يافتن به هدفي است كه ارضاي نيازهاي اصلي گروههايي كه را كه به عنوان هدف مشخص برگزيده مورد نظر قرار داده است .ازينرو تكنولوژي بايد بسويي هدايت شود كه نيازهاي انبوه فقيران راكه در نقاط روستايي و فقير نشين زندگي مي كنند برآورده مي سازد .اين نظريه بر آن است كه وسايلي فراهم سازد تا اينمردم به تواناييها خود متكي شوند .راه حلي كه ارائه مي شود عبارت است از بهره جستن از تكنولوژيهاي كوچك روستايي با نيازهاي بيشتر تا كارهاي سخت آنان را آسانتر كند و از فعاليتهاي كمر شكن دستي آنها را آسوده تر سازد . ج-عقايد مربوط به محدوديت منابع سومين مبنا تعيين تكنولوژي مناسب ملاحظات مربوط به مطابقت وضع تكنولوژي با مواهب طبيعي كشورهاي در حال توسعه است .بر اساس شرايط عمومي كشورهاي در حال توسعه معيارهاي گوناگوني در اين زمينه بوجود آمده اند .برخي از اينها در انتخاب تكنولوژي مناسب وجود تكنولوژيهايي را كه نيازمند كارگر بيشتر وسرمايه كمتر و مهارت كمتر و انرژي نا چيزتر هستند توجيه مي كنند .تكنولوژيهاي نوين بزرگ مقياس معمولا ويژگيهاي معكوسي را نشان مي دهند .از اينرو استفاده از تكنولوژي مياني توصيه مي شود. مزاياي استفاده از تكنو لوژي مياني 1-واحدهاي توليد كوچك صرفه جويي در مصرف سرمايه محدود را ميسر مي سازند و امكان مي دهند كه منابع سرمايه اي به نحو گسترده اي در همه جاي اقتصاد توزيع گردد. 2-واحدهاي توليد كوچك مواد خام محلي را به مصرف مي رسانند ودر نتيجه وابستگي كشور به واردات مواد خام از خارج كمتر مي شود زيانهاي استفاده از تكنولوژي مياني 1-ايجاد انتقال و فراهم ساختن فرصتهاي شغلي ممكن است بهره وري كم و عدم كارايي را دوام بخشد. 2-فرآيندهاي كاربر براي توليد يك محصول خاص در مقايسه با فرآيندهاي سرمايه بر به زمان طولانيتري نياز داردند. 3-نيروي كار ارزان هميشه از كيفيتي مشابه با آنچه نيروي كار گرانتر توليد مي كند برخوردار نيست و ممكن است توليد كاربر گرانتر تمام شود. 4-صنايع كاربر به مهارتهاي پيچده تري در مديريت نياز داند كه در كشورهاي در حال توسعه از آن بي بهره اند. نظریات مربوط به جنبه تخریبی تكنولوژي چهارمین مبنا برای مناسب بودن تكنولوژي آروزی دستیابی به پیشرفت تكنولوژيکی از طریق تکامل است نه با انقلاب و تکنولوپیهای مناسب همچنین لازم است که با 1-فرهنگ محلی پیوستگی داشته باشد. 2-چرخه حیات زیستی را حفظ کنند و طرافدار محیط زیست باشد. 3-با فرآیند تصمم گیریهای محلی مطابقت داشته باشد. تعیین مناسبت تكنولوژي آثار و نوشته های موجودمعیارهای بسیار زیادی در زمینه گزینش تكنولوژي مناسب است که عبارتند از 1-هدف اصلی تكنولوژي مناسب ارضای نیازهای اصلی مردم روستایی است. 2- تكنولوژي مناسب باید توانایی جذب نیروی کار بیشتر از جمله نیروی کار زنان را داشته باشد . 3- تكنولوژي مناسب باید پیشه های سنتی موجود را حفظ کند و پیشه های تازه بیافریند . 4- تكنولوژي مناسب بایدباید ارزان و نیازمند سطح پایینتری از تخصص باشد. 5- تكنولوژي مناسب باید زمینه قابل اطمینانی برای فعالیتهای تولیدی کوچک فراهم سازد. 6- تكنولوژي مناسب باید باید مقادیر گمتری انرژی و دیگر منابع غیر قابل تجدید را به مصرف برساند. 7- تكنولوژي مناسب باید قادر به استفاده از مواد خام و تسهیلات خدماتی بومی باشد. 8- تكنولوژي مناسب باید توان استفاده مجدد از مواد زائد را داشته باشد و آلودگی زا نباشد. 9- تكنولوژي مناسب باید باید یک فرآیند رشد اقتصادی پدید آورد که در خدمت توده مردم باشد. 10- تكنولوژي مناسب باید متمرکز باشد و قادر باشد نابرابری درآمد را کاهش دهد. 11- تكنولوژي مناسب باید با فرهنگ محلی سازگار باشد. 12- تكنولوژي مناسب بایدبا نظام اجتماعی سازگار باشد. 13- تكنولوژي مناسب بایدبرای نظام سیاسی پذیرفتنی باشد. حتی از این فهرست ناقص می توان پی برد که ما زیر نام تكنولوژي مناسب در پی یافتن نوشدارو ویا به سخن دیگر سیله ای برای درمان همه دردها هستیم که دردنیای واقعی وجود خارجی ندارد.راه حلهایی که از طریق تكنولوژيهای به اصطلاح میانی کاربر و ریشه ای یافته ایم عملاکامیابی چندانی نداشته اند.برای این شکست دلایل متنوعی را می توان یافتکه برخی از آنها عبارتند از 1-نبود یک نگرش جامع 2-به دیده نگرفتن جنبه های رقابتی 3-بی توجهی به آینده 4-امیدواریهای بی پایه 5-آهنگ نارسای تغییر 6-فقدان پیوند و یگانگی با انتقال تكنولوژي 7-فقدان زیر بنای نهادی 8- نبود جریان اطلاعاتی درباره تكنولوژيهای قابل جانشینی 9-تاکید بر روی ابزار به جای تاکید بر مساله 10-فقدان مشارکت مردم از بحثهایی که تا کنون مطرح ساخته ایم چنین بر می آید که مساله اصلی در تعیین مناسبت تكنولوژي نبود یک چارچوب فکری منظم است .همانگونه پیش از این ذکر شد مناسبت تكنولوژي را نمی توان ذاتی هر تكنولوژي دانست بلکه این مناسبت در پیوند با محیطی که قرار است تكنولوژي در آن مورد بهره برداری قرار گیرد معنا پیدا می کند.